تبليغاتX
با زائران محرم شرط است آن که باشد ...
 

 



صفحه نخست

پست الکترونیک

بايگاني


*******
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
عاشورا
سالهای تا کنون
یا زهرا
لهوف
آیت الله بهجت
امام موسی صدر
روایت صدر
تجلّی معلّی
قاف
انجمن شاعران ایران
دانشکدۀ علوم حدیث
ری را
جستجو در قرآن
!زبان و ادبیات فارسی- با فال حافظ
خبرگزاری قرآنی ایران ایکنا
مسجد جمکران
راهنمای سایتهای مهدوی


*******
* پنجره ایی که بسته شد *
نور الثقلین
اقليما
انفرادي
...اين مرد مي‌خواهد
باده فروش
بافته‌هاي مشوش يك مست
براي چشمهايش
جايي ميان بي‌خودي و كشف
حاصل اوقات
خيبرشكن
در كوي عشق
سوبان
شب نوشته‌ها
شمرشناسي
قربانگاه
قمار عشق
ماه ناتمام
مرا آفريد آنكه دوستم داشت
مينا مرغ دريايي
واحه
واله
دریچه ایی به سوی ملکوت
راهي به سوي مهتاب
مولايم
ابتلا
كتيبه
پرواز بی انتها
ماه عاشق
شارح
روح تکانی
مژگان بانو
یک جرعه غزل
نقش
فطرس
نام پنهانی سازم، سهراب
شهر من یزد
مذهبی و مداحی


 
جمعه دوازدهم تیر 1388

بسم‌الله‌النّور

یا جواد الائمه(ع)

سال پیش بود. صبح روز تولد امام جواد(ع). همینطور که سرم رو به صندلی ماشین تکیه داده بودم و چشمامو بسته بودم به آقا امام رضا(ع) گفتم: "آقا جون! عیدی به ما نمی­دید؟ روز تولد میوه دل و روشنی چشم شماست."... عنایتی کردند و  این بیت­ها رو نوشتم:

  خنده زده ماه بر روی خوش سبزه­ات
  بوسه زده آفتاب بر رخ تابان تو

  در تو شده منجلی جود و سخای علی
  چشم فلک دوخته بر در ایوان تو

  خاک شده دستبوس بر در شمس­الشموس
  تا که شود زائر گوشۀ چشمان تو...                   

   صحن آزادی/ 15 خرداد 88

  زیر لب زمزمه می­کنم:
  باب الجواد راه ورودی به قلب توست
  حاجت رواست هرکه از این راه می­رود...

چقدر دلم هوای صحن و سرای آقا رو داشت. چقدر دلم می­خواست باز این شب جمعه هم مشهد باشم؛ اما به دلیلی نرفتم، نشد که برم. حالا دلم می­خواد یه نفر دست دلم رو بگیره و ببره ایوون طلای امام رضا(ع)... نایب­الزّیاره­ام بشه... واسم از آقا عیدی بگیره. دلم می­خواد یه نفر...

***

  پی­نوشت:
  من: کجایی الان؟
  همون یه نفر: وسط صحن جامع رضوی نشسته­ام.
  من: وای خوش به حالت!
  همون یه نفر: الان گنبد مسجد گوهرشاد درست روبرومه...
  من: ...
  همون یه نفر: اینجا داره بارون میاد...
  من:...
  همون یه نفر: جلوی باب الجواد وایستادم
  .
  .
  .

 

19:0 * لینک
 

 RSS