تبليغاتX
با زائران محرم شرط است آن که باشد ...
 

 



صفحه نخست

پست الکترونیک

بايگاني


*******
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
عاشورا
سالهای تا کنون
یا زهرا
لهوف
آیت الله بهجت
امام موسی صدر
روایت صدر
تجلّی معلّی
قاف
انجمن شاعران ایران
دانشکدۀ علوم حدیث
ری را
جستجو در قرآن
!زبان و ادبیات فارسی- با فال حافظ
خبرگزاری قرآنی ایران ایکنا
مسجد جمکران
راهنمای سایتهای مهدوی


*******
* پنجره ایی که بسته شد *
نور الثقلین
اقليما
انفرادي
...اين مرد مي‌خواهد
باده فروش
بافته‌هاي مشوش يك مست
براي چشمهايش
جايي ميان بي‌خودي و كشف
حاصل اوقات
خيبرشكن
در كوي عشق
سوبان
شب نوشته‌ها
شمرشناسي
قربانگاه
قمار عشق
ماه ناتمام
مرا آفريد آنكه دوستم داشت
مينا مرغ دريايي
واحه
واله
دریچه ایی به سوی ملکوت
راهي به سوي مهتاب
مولايم
ابتلا
كتيبه
پرواز بی انتها
ماه عاشق
شارح
روح تکانی
مژگان بانو
یک جرعه غزل
نقش
فطرس
نام پنهانی سازم، سهراب
شهر من یزد
مذهبی و مداحی


 
شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388

بسم‌الله‌النّور

وَلَسوفَ یُعطیکَ ربّکَ فَترضی...

تو فکر یک سقف ام...

  روزی روزگاری دخترکی کلبه­ایی چوبی داشت و تمام دنیا برایش همان یک کلبه بود. اما یک شب خداوند طوفان را فرستاد تا کلبۀ او را ویران کند. دخترک رفت و کنار چشمه­ نشست و گریه کرد. یک بار در میان گریه­هایش گفت: خدایا! می­شود روزی دوباره کلبه­ایی داشته­باشم؟. خدا به او خندید؛ زیرا در حال ساختن یک قصر برایش بود.

***

  حاشیۀ بی­ربط:
  می­دانم... می­خواهی آرامم کنی، می­گویی ارزش ندارد. ندارد خب! اما قبول کن وقتی کسی بدون اجازه نوشته­های اینجا و آنجا را برداشته حتی بدون اینکه عنوان متن را عوض کند! به اسم خودش به خورد دیگران می­دهد، من بعنوان نویسنده به اندازه ده دقیقه نباید عصبانی شوم؟ وقتی حتی به خاطرات بسیار شخصی زیارت آدم هم رحم نمی­کنند!!! از همه بدتر اینکه ادعای متشرع بودن­شان هم می­شود! و باز هم بدتر اینکه نوشته دوستان دیگر را هم آنجا دیدم! که نمیدانم از اینجا به خانه آنها رفته یا برعکس! حتی یک نوشته از سید مهدی شجاعی هم دیدم!
 این و این  و این و این و این و این  و این حتی ! و این  و این و این هم نمونه­هایش. من که هرکاری کردم نتوانستم به این موجود تذکر کتبی بدهم. اگر کسی توانست به او بگوید دست از این کارها بردارد که آخر و عاقبت ندارد و از سرنوشت دیگران عبرت بگیرد!!!

 

23:9 * لینک
 

 RSS