تبليغاتX
با زائران محرم شرط است آن که باشد ...
 

 



صفحه نخست

پست الکترونیک

بايگاني


*******
مجمع وبلاگ نویسان مسلمان
عاشورا
سالهای تا کنون
یا زهرا
لهوف
آیت الله بهجت
امام موسی صدر
روایت صدر
تجلّی معلّی
قاف
انجمن شاعران ایران
دانشکدۀ علوم حدیث
ری را
جستجو در قرآن
!زبان و ادبیات فارسی- با فال حافظ
خبرگزاری قرآنی ایران ایکنا
مسجد جمکران
راهنمای سایتهای مهدوی


*******
* پنجره ایی که بسته شد *
نور الثقلین
اقليما
انفرادي
...اين مرد مي‌خواهد
باده فروش
بافته‌هاي مشوش يك مست
براي چشمهايش
جايي ميان بي‌خودي و كشف
حاصل اوقات
خيبرشكن
در كوي عشق
سوبان
شب نوشته‌ها
شمرشناسي
قربانگاه
قمار عشق
ماه ناتمام
مرا آفريد آنكه دوستم داشت
مينا مرغ دريايي
واحه
واله
دریچه ایی به سوی ملکوت
راهي به سوي مهتاب
مولايم
ابتلا
كتيبه
پرواز بی انتها
ماه عاشق
شارح
روح تکانی
مژگان بانو
یک جرعه غزل
نقش
فطرس
نام پنهانی سازم، سهراب
شهر من یزد
مذهبی و مداحی


 
جمعه هجدهم اردیبهشت 1388

بسم‌الله‌النّور

عزیز زهرا!

کربلا/ مقام صاحب الزمان(عج)/ فروردین 88 

  من مهدی­ام در دست تیغ انتقام­م
  مادر به قبر مخفی­ات بادا سلام­م

  دیروز رو گرداند امت یکسر از تو
  امروز باشد مهدی­ات تنهاتر از تو

  ای قبر پنهان­ت زیارتگاه مهـــــدی
  خورشید قرآن!اختر دین! ماه مهدی!

  من بهترین یار وفادار تو هســــتم
  روز ظهورم هم عزادار تو هستم...                      سازگار

***

  این یک نوشته کاملاً شخصی است/نیست!

  سرم را میان بالش فرو می­برم... اما چه کنم با این اشک­ها که بی­وقفه می­ریزند و هرچه بیشتر می­آیند بیشتر می­سوزانند. انگار کسی باز این بیتها را به گوشم می­خواند:
  کیست­ام من؟ ای که در هر روز و شب
  می­کنی از حق ظهورم را طلب

  کیست­ام من؟ ای به حقّ­م ناشناس
  با تو­ام من! ای همیشه ناسپاس!

  بارها دیدی مرا... نشــــــناختی
  بارها در غصّـــــــه­ام انداختی...

  خدا نیاورد آن روز را که بگویند شیعه به ولایت شما، بر معصیت و  نافرمانی خدا گستاخ شده است.
  چه کنم آقاجان؟! من این زخم­های پیکر نازنین شما را خوب می­شناسم... با دست­های خودم زده­ام! مگر می­شود که ندانم، نشناسم؟...
  حق دارید آقا! به خدا حق دارید بگویید:«امروز من مظلوم­ترین فرد عالم­ام...»

  دلم خوش است! می­گویم خدا لعنت کند قومی را که سینۀ امام معصومش را درید و سرش را برنیزه گردانید، هرشب و روز می­گویم نفرین خدا بر قومی که دست­های امام معصومش را با غل و زنجیر بر گردنش بست و زیر آفتاب، شهر به شهر چرخاند، تا مجالی برای رحمت خدا باقی نگذارد... حتی از تصورش می­لرزم؛ ولی... امام معصوم حاضر و ناظر من، به اسمم که می­رسد سرش را پایین می­اندازد و...
  عزیز زهرا! چه فرقی است میان من و آن قوم؟...

   چه چیز با این­همه جفا که در حقّ­تان می­کنم، اجازه می­دهد که با گستاخی بگویم اللّهمَ ارنی الطلعة الرشیدة...؟ حالا هرچقدر هم اشک پشیمانی بر رویم بریزد جبران یک قطره اشک شما نمی­شود که:
  اللّهم انّ شیعتنا خلقت مِن شعاع انوارنا و بقیة طینتنا و قد فعلوا ذنوباً كثیره اتكالا على حبّنا و ولایتنا فان كانت ذنوبهم بینك و بینهم فاصلح بینهم و قاض بها عن خمسنا و ادخلهم الجنه فزحزحهم عن النار و لاتجمع بینهم و بین اعدائنا فى سخطك.*

  آخر ناسپاسی تا چه حدّ؟... بی­معرفتی و نامردی تا کجا؟... بگذارید بشمارم! کجا و کجا و کجا و... به دادم رسیدید... مضطر شدم و پریشان و صدایتان زدم... اَدرکنی اَغثنی یا مولای... و اجابتم کردید... آبرویم را خریدید و عزّتم دادید... چند بار؟ آقا جان! چندبار به دعای شما خداوند شرّ و بلا را از سرم رفع کرد و من هرگز نفهمیدم؟... چندبار...؟...
  اما من چه؟... من چه کرده­ام برایتان آقا؟... جز اینکه بارها قول دادم و قولم را زیر پا گذاشتم؟... غیر از اینکه عهد بستم و به چشم بر هم زدنی شکستم، چه کرده­ام آقا؟... چه کرده­ام؟ که حالا بخواهم اللهّم اجعَلنی مِن انصارهِ و اعوانِه... کدام والمُحامینَ عنهُ؟... کدام والسّابقین الی ارادتهِ؟...

  حالا شما که مظهر "رئوف" اید و "ودود" و "رحیم" و "رحمان" و "کریم"، شما که "وَالغوثُ و الرّحمةُ الواسعةُ وَعداً غَیرَ مکذوب" اید، باز چشم می­پوشید و اجازه می­دهید باز هم با شما حرف بزنم، باز هم محبّت شما را طلب کنم، باز هم بخواهم که شفاعت کنید، باز هم... و شما باز هم بگویید
  ما تو را اول صدایت کرده­ایم
  ما برای خود جدایت کرده­ایم

  ما تو را خندان و گریان می­کنیم
  ما تو را مشمول احسان می­کنیم

  ما تو را آخر سعادت می­دهیم
  ما به تو جام ولایت می­دهیم

  ما که هر کاری برایت می­کنیم
  در قیامت کی رهایت می­کنیم؟!                                  14/2/87

  * پروردگارا! شیعیان از پرتو نور ما و باقیمانده گل وجود ما آفریده شده­اند و گناهان فراوانى به پشتگرمى دوستى و ولایت ما انجام داده­اند. پس اگر گناهان­شان میان تو و آنها فاصله­اى پدید آورده میان آنها را اصلاح كن و گناهان­شان را از خمس ما جبران فرما. پروردگارا! آنها را از آتش دور كرده، در بهشت جاى ده و همراه دشمنان ما در خشم و عذاب خویش نیفكن.

12:19 * لینک
 

 RSS