بسماللهالنّور
درنگ نکن!...
توجّهی به تکــــاپوی این پلنگ نکن
به تیررس که رسیدم بزن! درنگ نکن
تمام حیثیت کوه از شکوه من است
نه! افتخار به فتح دو تکّه سنگ نکن
مرا به چنگ بیاور... چه زنده... چه مرده
به قدر ثانیهایی فکر نام و ننگ نکن
غرور دشت پر از ردّ گامهای من است
مرا اســیر قفسهای چشم تنگ نکن
درست بین دو ابروم را نشــــانه بگیر
به قصد کشت بزن! لحظهایی درنگ نکن
همیشــه اوّل و آخر تو میبری از من
تمام وقتت را صرف صــــلح و جنگ نکن
فقط بخواه به پایت نمرده جان بدهم
برای کشتن من خواهش از تفنگ نکن
امیر اکبرزاده